![]() |
![]() |
|
| مبا حثی در باب فلسفه ,کلام و .... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 آبان1388ساعت 1:27 توسط رضا لک زایی |
|
|
سرپرست سپاه سلمان استان سیستان و بلوچستان اظهار داشت: سرداران شهید شوشتری و محمدزاده برای برقراری امنیت و وحدت به سیستان و بلوچستان آمده بودند . به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در زاهدان، سردار حبیب لک زایی، سرپرست سپاه سلمان استان سیستان و بلوچستان، روز گذشته در مراسم گرامیداشت هفتمین روز شهادت، شهدای حادثه تروریستی پیشین شهرستان سرباز، گفت: گروهک تروریستی ریگی با جنایت اخیر در پیشین خیانت بزرگی به قوم تاریخمند بلوچ در این خطه از ایران اسلامی کرد و در این حادثه خون برادران شیعه و سنی در هم آمیخته شد. سرپرست سپاه سلمان استان سیستان و بلوچستان، بیان داشت: سرداران شهید شوشتری و محمدزاده برای برقراری امنیت و وحدت به سیستان و بلوچستان آمده بودند و این دو سردار شهید با حفظ کامل مسائل شرعی و معنوی، بهترین معیارها را در ارتباط با ریش سفیدان و بزرگان طوایف منطقه رعایت می کردند . وی، اظهار داشت: بسیاری از سران طوایف بلوچ بعد از حادثه تروریستی پیشین در تماس با فرماندهان سپاه استان آمادگی خود را برای گرفتن انتقام خون شهدا از جیره خواران استکبار جهانی اعلام کردند. سرپرست سپاه سلمان استان سیستان و بلوچستان، اعلام کرد: تا اربعین این شهداء به همت مسؤولان و طوایف مختلف، برگزاری مراسم ویژه عزاداری و زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدای وحدت در سراسر استان ادامه خواهد داشت . سردار لک زایی، افزود: مردم و سران و ریش سفیدان طوایف استان با برگزاری این مراسم نشان می دهند که راه سرداران شهید شوشتری و محمدزاده در تحکیم وحدت و توسعه و پیشرفت منطقه را ادامه خواهند داد . وی، تأکید کرد: این سرداران شهید در میادین مبارزه با دشمنان این مرز و بوم نیز همانند هشت سال دفاع مقدس برای عزت ، پیروزی انقلاب و اسلام از هیچ تلاشی دریغ نمی کردند. سرپرست سپاه سلمان استان سیستان و بلوچستان، گفت: مردم سلحشور و همیشه در صحنه استان نیز قدرشناس این خدمتگزاران خدوم بودند و با حضور گسترده خود در مراسم تشییع پیکر شهدا و مراسم گرامیداشت یاد و خاطره این عزیزان، دشمنان نظام اسلامی را مأیوس کردند . این مراسم با حضور حجت الاسلام و المسلمین عباسعلی سلیمانی، نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان، سردار محمد پاکپور، فرمانده نیروی مقاومت زمینی سپاه پاسداران، علی محمد آزاد استاندار، سران طوایف، قبایل، ریش سفیدان، معتمدان، مردم شیعه و سنی و خانواده شهداء در محل حسینیه شهیدان میرحسینی تیپ 110 سلمان سپاه سیستان و بلوچستان در زاهدان برگزار شد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 21:7 توسط رضا لک زایی |
|
|
چون در عملیات مرصاد، سردار شوشتری یكی از فرماندهانی بود كه در جمع و جور كردن این غائله نقش محوری و كلیدی ایفا كرد، امام به او و یكی دیگر از فرماندهان پیام داده بود كه اگر با توكل بر خدا، مانع پیشروی منافقین شوند، آنها را در عالم دیگر شفاعت خواهد كردو این به مثابه یك چك سفید امضا بود كه اكنون نقد شده، و یقیناً بركات این شفاعت، به روح پاك شهید شوشتری رسیده است.
نویسنده"خاك های نرم كوشك" به مناسبت شهادت سردار بزرگ جبهه ها نور علی شوشتری متنی را جهت انتشار در اختیار خبرگزاری ایرنا قرار داده است. سعید عاكف این دل نوشته را این چنین نگاشته است: "خبر شهادت سردار نورعلی شوشتری، جان كسانی را بیشتر و دردناكتر سوزاند كه او را بهتر میشناختند، و از سابقه خدمات او به اسلام و انقلاب، بیشتر باخبر بودند. یكشنبه، در اولین ساعات صبح، خبر شهادت مظلومانه او و جمعی از همراهانش - مخصوصاً یادگار ارزشمند دوران دفاع مقدس، سردار شهید محمدزاده - چنان روح و روانم را بههم ریخت كه تا ساعتها مثل افراد شوكزده، دست و دلم به هیچ كاری نرفت و سایه سنگینی از غم و اندوه، تمام وجودم را فرا گرفت. خاطرم هست آخرین بار سردار را در مراسم یادبودی كه برای بزرگداشت یكی از گوهرهای بسیار كمیاب دفاع مقدس، شهید سیدعلی حسینی، برگزار شده بود، دیدم. آخر جلسه، موقع بیرونرفتن از سالن یادواره، چند دقیقهای با او صحبت كردم و یادآور شدم كه؛ هنوز هیچكس موفق نشده بخش عمدهای از گنجینة عظیمی را كه او راجع به دفاع مقدس در سینه دارد، استخراج كند. همانجا فیالمجلس این قول را داد كه در این زمینه فرصتهایی را در اختیارم بگذارد تا بتوانم با او مصاحبه كنم، اما متأسفانه به خاطر مشغلة فوقالعادهای كه سردار داشت، پس از آن هیچوقت این فرصت پیش نیامد. آن شب، در آن یادواره، سردار شوشتری از مظلومیت سیدعلی حسینی چیزهایی گفت، و من هرگز فكر نمیكردم كه دیری نخواهد پایید كه دیگرانی درباره مظلومیت او داد سخن دردهند. وقتی خبر شهادت سردار به دست برخی از جرثومهها و نطفههای ناپاكِ استكبارِ ناپاكتر از خودشان را شنیدم، بیاختیار یاد شهید محمود كاوه افتادم؛در اوایل حضورش در كردستان، و در شهر سقز. وقتی فرمانده عملیات سپاه سقز شد، فوراً بیانیهای صادر كرد كه تا آن موقع در كردستان سابقه نداشت. دستور داد آن را به صورت اعلامیه، بر در و دیوار شهر بچسبانند. محمود خیلی محكم و قاطع به ضدانقلاب پلیدی كه از كاه وجودش، در چشم یك مشت مردم دردمند و بیچاره كرد، كوه ساخته بود، اولتیماتوم داده بود و گفته بود: از امشب اگر یك گلوله كلاش به طرف ما شلیك كنید، جوابتان را با گلوله آرپیجی میدهیم، اگر آرپیجی بزنید، جوابتان را با خمپاره میدهیم؛ اگر یك نفر از ما را بكشید، یك دسته از شما را به درك واصل میكنیم... خدا رحمت كند شهید مظلوم و غریب، ناصر ظریف را؛ میگفت محمود پای این بیانیه را با اسم و فامیل خودش امضا كرده بود. خیلیها او را از عواقب این كار ترساندند و از او خواستند لااقل اسم مستعار بنویسد، محمود ولی اصرارِ در اصرار داشت كه حتماً اسم و فامیل خودش پایین اعلامیه باشد. میگفت: اینها را باید شكست، باید خوارشان كرد،باید ابهت نداشتهشان را به باد فنا داد!... محمود كاوه و محمود كاوهها با چنین اقدامات جسورانهای ضدانقلاب را در كردستان به خاك سیاه نشاندند و آن خطه را از لوث وجودشان پاك كردند. هرگز از خاطر نمیبرم كه زمانی یكی از یادگاران ارزشمند دوران دفاع مقدس، طرحی را برای برقراری امنیت در سیستان و بلوچستان داد كه حاضر شد با خون خودش پای آن را امضا كند و به آقایان گفت اگر این طرح جواب نداد، من در كمال میل حاضرم كه مرا اعدام كنید! متأسفانه نمیدانم بنا به چه مصلحت یا مصالحی در نهایت امر، موافقت نشد با اجرای این طرح! آقایان مسؤول، برادران عزیز؛ ما تا كی باید در مناطقی مثل سیستان و بلوچستان هزینه بدهیم؟! و تا كی مردم دردمند و مظلوم چنین مناطقی نباید روی آسایش و امنیت را ببینند؟ باور بفرمایید در این مملكت، محمود كاوه زیاد است؛ محمود كاوههایی كه اگر به آنها میدان داده شود، بقایای استكبار پلید در چنین مناطقی را همچون تفالههایی به زبالهدانهای پست و حقیر خواهند ریخت؛ چون اینان حتی لایق زبالهدان تاریخ هم نیستند! بگذریم... بنده در فایلهای ذهنم، موارد فراوانی از رشادت و دلاوریهای سردار شهید نورعلی شوشتری سراغ دارم كه شاید اوج آنها در عملیات مرصاد به منصه ظهور رسیده باشد. در میان مستندات فراوانی كه از عملیات مرصاد در آرشیو انتشارات مُلك اعظم وجود دارد، نكته نابی سراغ دارم كه تا به حال هیچجا از آن سخن به میان نیاوردهام. قصد داشتم در زمان مقتضی این مطلب را در كتابی كه درباره همین عملیات در دست تدوین و نگارش داشتهام، بیان كنم، اما اكنون كه چنین فاجعه عظیمی برای كشور ما به وقوع پیوست و قلب رهبر عزیز را داغدار كرد، جا دارد تا به آن نكته ناب اشارتی داشته باشم و تقدیمش كنم به روح ملكوتی شهید شوشتری. خاطرم هست آقای غلامعلی اعتدالی كه در آن عملیات از نزدیك در جریان بعضی وقایع بود و با سردار شوشتری در ارتباط، میگفت: زمانی كه منافقین حمله مذبوحانه خود را به بخشی از مناطق غرب كشور آغاز كردند، در ساعاتی از این عملیات، عرصه به قدری بر نیروهای انقلاب تنگ شد، كه خبر آن به گوش شخص امام هم رسید و حضرت ایشان را نگران كرد. مخصوصا كه این ماجرا بعد از قبول كردن قطعنامه پیش آمده بود، و با توجه به آن مساله جام زهر، امام در اوج مظلومیت به سر می برد. چون در عملیات مرصاد، سردار شوشتری یكی از فرماندهانی بود كه در جمع و جور كردن این غائله نقش محوری و كلیدی ایفا كرد، امام به او و یكی دیگر از فرماندهان پیام داده بود كه اگر با توكل بر خدا، مانع پیشروی منافقین شوند، آنها را در عالم دیگر شفاعت خواهد كرد. و این به مثابه یك چك سفید امضا بود كه اكنون نقد شده، و یقیناً بركات این شفاعت، به روح پاك شهید شوشتری رسیده است. اگر قلمی كه اكنون در دست دارم و با آن مشغول نگارش این سطور هستم، عمق این فاجعه را درك میكرد، و اگر توان این را داشت كه اندوه عمیق نگارنده را به درستی درك كند، حتماً بر صفحات كاغذ خون میگریست! و چقدر عجیب و دردآور بود دیروز، وقتی كه فهمیدم صدا و سیمای محترم نه تنها برنامة درخور و شایستهای به مناسبت وقوع این فاجعه عظیم پخش نكرده، بلكه حتی حاضر نشده - لااقل برای ساعاتی - پخش برنامههای طنز خود را تعطیل كند؛ چقدر عجیب و دردآور است!! مسؤولین محترم عرصههای فرهنگی و غیرفرهنگی؛ قدر شوشتریهایی را كه هنوز بین ما هستند و در دنیای پست و حقیر ما دارند زندگی میكنند، بدانید. چقدر شایسته و بجا بود اگر برخی از آقایان مسؤول و فرمانده، به اهمیت گنجینههایی كه این عزیزان در سینه دارند، پی میبردند و به صورت فنی و كاملاً حرفهای برای استخراج آن اقدام میكردند، و اصلاً این كار را هم برای آنها به صورت یكی از وظایف سازمانیشان قرار میدادند." |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 13:30 توسط رضا لک زایی |
|
|
پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر انقلاب، پیام تسلیت ایشان به مناسبت شهادت جمعی از فرماندهان سپاه و مردم منطقه بلوچستان را منتشر کرد.
بسم الله الرحمن الرحيم جنايت تروريستهاي خونخوار در بلوچستان چهرهي اهريمني دشمنان امنيت و وحدت را كه از سوي سازمانهاي جاسوسي برخي دولتهاي استكباري حمايت ميشوند، بيش از پيش آشكار ساخت. به شهادت رساندن مؤمنان فداكاري همچون سردار شجاع و با اخلاص شهيد نورعلي شوشتري و ديگر فرماندهان آن بخش از كشور و دهها نفر از برادران شيعه و سنّي و فارس و بلوچ، جنايتي در حق ملت ايران و بخصوص منطقهي بلوچستان است كه اين انسانهاي شريف، همت خود را بر امنيت و آبادي آن نهاده و مخلصانه براي آن تلاش ميكردند. دشمنان بدانند كه اين ددمنشيها نخواهد توانست عزم راسخ ملت و مسئولان را در پيمودن راه عزت و افتخار كه همان راه اسلام و مبارزه با جنود شيطان است، سست كند و به وحدت و همدلي مذاهب و اقوام ايراني خدشه وارد سازد. مزدوران حقير و پليد استكبار نيز يقين داشته باشند كه دست قدرتمند نظام اسلامي در دفاع از امنيت آن منطقهي مظلوم و آن مردم وفادار، لحظهئي كوتاهي نخواهد كرد و متجاوزان به جان و مال و امنيت مردم را به سزاي اعمال خيانتكارانه خواهد رسانيد. اينجانب شهادت جان باختگان اين حادثه بويژه سرداران شهيد شوشتري و محمدزاده و ديگر پاسداران عزيز را به خانواده هاي محترم آنان تبريك و تسليت گفته، علوّ درجات آنان و شفاي عاجل آسيب ديدگان را از خداوند متعال مسألت مينمايم. سيّدعلي خامنهاي 27/مهر/1388 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 13:26 توسط رضا لک زایی |
|
|
در جريان تدارك همايش وحدت شيعه و سني جمعي از فرماندهان سپاه به مقام شهادت نائل شدند در این اقدام تروریستی انتحاری سردار نورعلی شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرمانده قرارگاه قدس، سردار محمدزاده فرمانده سپاه استان سیستان و بلوچستان، فرمانده سپاه ایرانشهر و فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تیپ امیرالمومنین (ع) به شهادت رسیدند. سردار شوشتری جانشین فرمانده زمینی سپاه و برخی دیگر از فرماندهان سپاه در شهر سرباز استان سیستان و بلوچستان به مقام شهادت نائل شدند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 مهر1388ساعت 11:17 توسط رضا لک زایی |
|
|
صدرالمتألهين شيرازي كتابي دارد به نام شواهدالربوبيه كه در واقع چكيدۀ اسفار و به تعبير ديگر عصارۀ سيستم فلسفي او يعني حكمت متعاليه است. وي در اين كتاب به جاي فصل، از واژۀ مشهد استفاده كرده و در دل هر مشهد چند شاهد و در قلب هر شاهد چند اشراق و در آغوش برخي از اشراقها تذنيب عرشي را نشانده است. ملاصدرا در اشراق اول ِ شاهد اول ِ مشهد پنجم، در اثناي كلام، از اقسام انسانها سخن گفته است.
1. مدل پروانهاي
اين حكيم حكمت متعاليه معتقد است برخي انسانها همچون پروانه هستند. چرا پروانه؟ مگر پروانه چه ميكند؟ پروانه به گرد شمع ميگردد و به طواف شعلۀ برافروختۀ شمع ميپردازد، اما فقط به اين مقدار اكتفا نميكند و عاشقانه شعلۀ شمع را در برميگيرد، اما ميسوزد و ميگريزد. چند لحظهاي نگذشته كه پروانه با بالي نيم سوخته و تني مجروح، دوباره به سراغ شعلۀ شمع ميآيد و شعله را در آغوش ميگيرد، اين بار هم جامۀ تن و جان پروانه مجروح ميشود، اما پروانه دستبردار نيست و چندباره به آغوش شمع باز ميگردد، تا سرانجام هم آغوش با شعلۀ شمع ميسوزد و جان ميبازد و خاكستر ميشود. همشهري حافظ، ملاصدراي شيرازي مينويسد: «اگر پروانه داراي قدرت تخيل و حفظ صورت خيالي خويش ميبود، پس از احساس سوختن، دوباره خودش را به طرف شعلۀ افروخته سوق نميداد، چرا كه در نخستين مرتبۀ نزديك شدن به شعلۀ شمع، سوختن را احساس نموده بود.»
افرادي كه چندين بار از شخصي كه فكر ميكنند دوستشان است، ضربه خوردهاند، اما حاضر نيستند، در اين رابطه كه جز ضرر عايدشان نكرده، تجديد نظر كنند؛ يا بسياري از معتادان با اينكه ميدانند سيگار و يا مواد مخدر به آنها صدمات جبران ناپذيري وارد ميكند و باز هم حاضر نيستند، آن را ترك كنند، و افرادي كه خداوند بارها و بارها در قرآن به آنها گفته شیطان دشمن شماست؛ ولی فراموش میکنند و دوباره در دام شیطان میافتند، نمونهاي از «انسانهاي مدل پروانهاي» هستند.
انسانهايي كه فریب دستگاههای تبلیغاتی را میخورند نيز در همين دسته جا ميگيرند، چرا كه از حافظه خود کمک نمیگیرند و تجارب گذشته را حفظ نمیکنند و در واقع دچار نوعی فراموشی هستند و در یک فضای فکری و فرهنگی فقیرانه زندگی میکنند که خیلی راحت حافظهشان را از دست میدهند و این تجارب را در حافظه نگاه نمیدارند.
2. مدل پرندهاي
انسانهاي مدل دوم، انسانهاي پرندهاي هستند. پرندگان چه خصوصيتي دارند كه ملاصدرا برخي از انسانها را از لحاظ معرفتشناختي به آنها تشبيه كرده است؟ ملاصدرا ميگويد وقتي پرندهاي روي بامي نشست، و از آن بام به سبب ضربۀ سنگ يا چوب كودكي بازيگوش، زخمي و مجروح و رنجيده خاطر به هوا برخاست، اين تجربۀ تلخ را فراموش نميكند و ديگر به آن مكان كه در آنجا ضربه خورده بود باز نميگردد، چرا كه پرنده بر خلاف پروانه كه فاقد قدرت حافظه بود، قدرت حفظ تجربهاش را دارد.
شاعر هم در اين بيت دلش را به مرغي تشبيه كرده كه اگر به ضرب آزار، از بام قلب معشوقش برخاست، معلوم نيست، دوباره هم به سراغ او برود؛
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي ز بامي كه برخاست به مشكل نشيند
در اين مرحله انسان وقتي از جناح، باند، گروه و يا كشوري ضربه خورد، به قول معروف پشت دستش را داغ ميكند تا يادش بماند كه ديگر با آن شخص يا سازمان و يا حزب و جناح همكاري نكند، اگر هم از چيزي، جايي، كسي، سازماني و يا كشوري آسيب و صدمهاي نديد، نميداند كه نبايد اعتماد و اطمينان به خرج بدهد و بگريزد. كلام ملاصدرا در اين باب چنين است: «انسان مادام كه در اين مقام و منزلت است، ... نهايت حد او اين است كه از آن چيزي كه يك مرتبه از آن آزار و اذيت ديده فرار كند و تا زماني كه از چيزي متأذي و متأثر نشده، نميداند آن چيز از جمله مواردي است كه بايستي از آن فرار كند يا خير.» شايد بتوان حديث مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نميشود را هم در راستاي همين مدل تحليل كرد.
3. مدل اسبي
از نظر صدرالمتألهين در اين مرحله، انسان از لحاظ معرفتي علاوه بر احساس و خيال، داراي درجهاي بالاتر به نام «مرتبۀ موهومات» است، لذا در برابر تهديدات و خطرات واكنش نشان ميدهد.
مرحلۀ سوم، مرتبهاي است كه حيوان بدون اينكه مجروح شود و ضربه بخورد، خطر را تشخيص ميدهد و بلافاصله واكنش نشان ميدهد. اسب بدون اينكه از شير لطمهاي ديده باشد، همواره از شير هراس دارد و هر زمان كه با شير روبرو شود، ميگريزد و يا گوسفند همينكه گرگ را ميبيند، فرار ميكند، در حالي كه همين گوسفند از گاو، شتر و فيل كه بزرگتر و رعبانگيزتر از گرگ هستند، فرار نميكند.
انسانهايي كه در اين مرتبه از معرفت و شناخت قرار دارند، وقتي با خطري ربرو شوند، فوراً تشخيص ميدهند كه در معرض آسيب قرار گرفتهاند و براي گريز از خطر و تأمين امنيتشان تدبيري ميانديشند. دانشجويي كه در طول ترم درس نخوانده و شب امتحان تا صبح درس ميخواند تا از خطر مردودي و مشروطي بگريزد از اين دسته است. شاخصۀ انسان مدل سوم، مواجه شدن با خطر است و تا زماني كه با تهديد روبرو نشود، استراتژي وتدبيري براي مقابله با آن ندارد. بنابراين این افراد هم از حواس، هم از طبیعت، هم از تجارب تاریخی که دارند و هم از خود تاریخ عبرت میگیرند.
4. مدل انسان متداني
انسانهاي دنيايي، آسيبها و تهديداتي را درك ميكنند كه هنوز اتفاق نيفتاده و مربوط به آينده است. ويژگي انسان متداني اين است كه علاوه بر اينكه همچون انسانهاي مدل سوم تهديدات «حال» را درك ميكند، تهديدات «آينده» را هم تشخيص ميدهد.
تمامي كارشناسان، تئوريسينها و استراتژيستها در اين مدل قرار ميگيرند، چرا كه علاوه بر پيشبيني خطرات احتمالي آينده، براي حل آنها چاره انديشي هم ميكنند.
تمامي كارشناسان، تئوريسينها و استراتژيستها در اين گروه قرار ميگيرند، چرا كه براي خطرات احتمالي آينده، چارهانديشي ميكنند و تفكرات راهبردي دارند. مثلاً بررسي مي كنند و ميگويند نفت و گاز كشور، روزي تمام ميشود، لذا بايد از انرژي جايگزين استفاده كنيم، آن انرژي جايگزين هم به عنوان نمونه ميتواند انرژي هستهاي باشد. يا مثلاً اگر سيل، زلزله و يا جنگي اتفاق افتاد، چه بايد كرد.
در اين مرحله كارشناسان و متخصصان قبل از اينكه تهديد عملي شود، خود را براي حل، رفع و دفع و مديريت آن بحران آماده ميكنند و حتي سعي ميكنند تهديد را به فرصت تبديل كنند. عمروعاص و معاويه را هم ميتوانيم در اين دسته قرار بدهيم، آنها خطرات اين دنيا ميفهميدند. عمروعاص «به هرآبروريزي» كه بود توانست زنده بماند و با مشاوره دادن به معاويه و با متوسل شدن به هر ابزار و «به هر قيمتي» كه بود، توانستند حكومت را از امام علي و امام حسن عليهما السلام، كه مانع جدي آنها بودند سلب كنند، و به قدرت و ثروت برسند.
5. مدل انسان متعالي
مدل پنجم، انسانهايي هستند كه علاوه بر اينكه براي مديريت تهديدات دنيايي برنامه دارند و آنها را پيشبيني ميكنند و سعي دارند آنها را كنترل و مهار كنند، خطرات و تهديدات دنيايي دورتر، بزرگتر و پايندهتر را هم تشخيص ميدهند و براي آنجا هم چارهانديشي ميكنند.
براي انسان مدل پنجم، رسيدن به قدرت و ثروت «به هر قيمتي» مطرح نيست و يا نفس كشيدن در اين به دنيا با هر شرايطي مهم نيست، بلكه بر عكس، ارزش حكومت از منظر انسان مدل پنجم، از كفش كهنه و آب بيني بزغاله و استخوان خوك در دست جزامي كمتر است و نفس نكشيدن در اين دنيا رستگاري بزرگ؛ مگر به يك شرط! و آن شرط اين است كه كسب قدرت و ثروت و نفس كشيدن او در اين دنيا، در راستاي تقرب به وجودي متعالي يعني خداوند تبارك و تعالي و آباد نمودن آن دنياي ناديدني و رفع خطر بس عظيم و غير قابل توصيف باشد.
اگر امام حسن عليهالسلام در برابر معاويه دست به قبضۀ شمشير ميبرد، به خاطر آن است كه ميبيند، علاوه بر اين دنياي فاني، زندگي آحاد جامعه در دنياي باقي و ابدي هم مورد تهديد و تخريب قرار گرفته است، نه اينكه هدف ايشان كسب قدرت و ثروت و حاكميت باشد.
البته در اين ديدگاه هم سهم دنيا لحاظ مي شود و هم سهم عقبي، و هيچيك كنار گذاشته نميشود و عادلانه و منصفانه و عاشقانه و دلسوزانه هم به معاش انسانها توجه ميشود و هم به معاد آنها.
انساني متعالي چون حسن ابن علي معتقد است كه سياست اين است كه حقوق خدا و زندگان و مردگان در آن رعايت شود. حق خدا اين است كه فرائضي كه خواسته انجام شود و از گناهاني كه نهي كرده دوري شود. حق مردم اين است كه وظائف خود را نسبت به برادران ديني خود انجام دهي و از خدمت به مردم بازنماني و همچنانكه زمامدار با تو به درستي رفتار ميكند تو نيز به درستي و خالصانه برايش عمل كن و هرگاه از راه راست منحرف شد، در برابر او ايستادگي كن و بر سرش فرياد برآور. حق مردگان اين است: از خوبيهاي آنان سخن بگو و از كارهاي بدشان چشم بپوش، زيرا آنها نيز پروردگاري دارند كه به حسابشان رسيدگي خواهد فرمود، حال آنكه از منظر انسان متداني سياست به معناي حيلهگيري و رسيدن به قدرت و ثروت است، ضمن آنكه در اين دستگاه حق معنا و مفهوم ندارد، و كاملاًً مغفول واقع ميشود؛ اينجاست كه دو سيستم تشكيل ميشود، انسانهاي اين دنيايي و انسانهاي آن دنيايي اين دنيايي.
امام حسن عليهالسلام همچون مادر، پدربزگ، پدر، برادر و خواهرش انساني است از مدل پنجم. وقتي مجبور به پذيرش صلح ميشود و صلح تنها راه او براي متمايز كردن و شناساندن انسان مدل چهارم از انسان مدل پنجم است همينكار را ميكند و براي هميشۀ تاريخ اعلام مي كند معاويه و كساني كه همچون معاويه ميانديشند، شاخصۀ بارزشان «كسب قدرت و ثروت، به هر قيمتي» است، حتي استفادۀ ابزاري از دين و اعلام آن بر منبر، چرا كه عقل محاسبهگر اينان فقط تا تهديدات اين دنياي مادي قد ميدهد.
در منطق امام حسن عليهالسلام كار نيك را پيش از مطرح كردن درخواست نيازمند بايد برآروده ساخت، تا آن احسان به قيمت آبروي آن سائل تمام نشود، در حالي كه در منطق انسانهاي مدل چهارم، بايد در صورتي به نيازمند كمك كرد كه سودي براي دنياي مادي داشته باشد و الا هيچ دليلي براي دستگيري از نيازمند، حتي وقتي او دست نياز دراز كند، وجود ندارد.
الگوي مدل پنجم انسانيت، دو بار تمام اموال و سه مرتبه نيمي از دارايياش را در راه خدا بخشيد. وي هيچگاه در پاسخ نيازمندي نه نگفت. هر گاه كريم آل طاها، باغ و بستاني را از كسي ميخريد و سپس پيش ميآمد كه فروشندهاش به فقر و تنگ دستي مبتلا شود، حسن، كه درود خدا بر او باد، باغ را با پولش به وي برميگرداند، كاري كه شايد انسان متداني هرگز فكر انجام دادنش را هم نكند.
سبط اكبر كه بيست بار، با پاي پياده از مدينه رهسپار مكه شده، دعوت فقرا و حتي بچهها را ميپذيرفت و به خاطر خدا به آنها محبت ميكرد. او كريم بود. انسانهاي متداني با انسانهاي متعالي قابل مقايسه نيستند، چنانكه دانايان با نادانان مساوي و يكسان نيستند.
نقل است كه پس از صلح، روزي معاويه به امام حسن گفت كه من از تو بهترم، چرا كه مردم تو را ترك گفته و اطراف من جمع شدهاند.
شايد از منظر انسانهاي متداني اين استدلال درست باشد، چرا كه هم قدرت و ثروت و حكومت دارند و هم محبوبيت و اقبال عمومي؛ اما انسان متعالي و الگوي بارز مدل پجم انسانيت، امام حسن عليهالسلام، به معاويه گفت كساني كه اطراف تو گرد آمدهاند يا با علاقه به سويت آمدهاند يا با بيميلي. آنانكه مطيع تواند، نافرمان خدايند و آنانكه با ميلي و از سر اجبار از تو اطاعت ميكنند، معذورند. معاويه! من هرگز نميگويم از تو بهترم، چرا كه در تو اصلاً خوبي نيست تا من از تو خوبتر باشم ... .
سخن امام حاوي اين نكته است كه نبايد دنياي محدود مادي را ملاك موفقيت و شكست بدانيم، بلكه ملاك سعادت و شقاوت، سرنوشت انسان در دنياي جاويد و ابدي نامحدود است. امروز تولد چنين انساني است و ما ولادت چنين امام بزرگواري را جشن ميگيريم كه واقعاً هم جاي جشن گرفتن و شادي كردن هم دارد.
اميد آنكه پيروان خوب و صادقي براي امام خوبيها باشيم، امامي كه در قلۀ تمامي ارزشهاي الهي و متعالي است.
..................... منابع تحقيق:
1ـ قرآن كريم.
2ـ نهج البلاغه.
3ـ ترجمه و شرح شواهد الربوبيه، صدرالمتألهين شيرازي، ترجمۀ جواد مصلح، تهران: سروش، 1385.
4ـ پیشوایان هدایت؛جلد چهارم، سبط اكبر؛ حضرت امام حسن مجتبي عليهالسلام، سید منظر حکیم و عدی غریباوی، ترجمه عباس جلالی، قم: مجمع جهانی اهل بیت عليهمالسلام، 1385.
5ـ نهج الفصاحه (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلوات الله عليه و آله)، به كوشش ابو القاسم پاينده، تهران: دنياى دانش، 1382.
6ـ مصاحبۀ زينب، زن، سياست، نجف لكزايي. http://www.lakzaee.ir |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 10:43 توسط رضا لک زایی |
|
پنج شبکه امارات علیه تشیع برنامه دارند«حجتالاسلام والمسلمین سید مختار حسینی» یک روحانی ایرانی فعال در عرصه تبلیغ است. وی که سابقه حضور در پاکستان و لبنان را داشته و محضر حضرت امام خمینی(ره) را نیز در عراق درک کرده است در دبی به امامت جماعت و ارشاد و تبلیغ اشتغال داشت. وی که به زبانهای انگلیسی، عربی و اردو نیز مسلط است کتابها و مقالاتی را با موضوعات اسلامی به زبانهای مختلف هم تألیف کرده است. در بهمنماه سال گذشته این خبر در رسانهها منتشر شد که دولت امارات از تمدید ویزای وی و نیز «حجتالاسلام والمسلمین کشمیری» نماینده آیتالله سیستانی خودداری کرده، در واقع در پی اخراج آنهاست. این خبر بالاخره به وقوع پیوست و جمعیت پرتعداد پیروان مذهب اهلبیت (ع) در این کشور از خدمات و ارشادات آنها محروم شدند. آنچه در پی میآید گفتگوی خبرگزاری ابنا با این روحانی فعال شیعه است: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 16:26 توسط رضا لک زایی |
|
|
به دنبال تأسیس مجلس اعلای شیعه؛ وضعیت شیعیان نیجریه در گفتگو با اندیشمند نوشیعهی نیجریهایوی اهل نیجریه است و از هفده سالگي به تدريس فقه، عقاید، اخلاق و تاریخ اشتغال داشته است. او تا كنون سیزده كتاب در موضوعات مختلف اعتقادي، فقهي و اخلاقي تأليف كرده و هفده كتاب را هم به «هوسا» كه زبان هشتاد ميليون نفر در دنياست، ترجمه كرده، حافظ محمد، چندي پيش مالكي مذهب بود، كه موفق شد، به مذهب اهل بيت مشرف شود. او الان فوق لیسانس فلسفه گرفته و به مطالعۀ عرفان، فقه، اصول و تحقيق، تأليف و ترجمه مشغول است. آنچه ميخوانيد گزارشی از اوضاع و احوال شیعیان نیجریه از زبان وی است.
ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 15:59 توسط رضا لک زایی |
|
|
نوشیعهای از ساحل عاج: شیعه شدم، چون خودم را در برابر عقلم مسؤول میدانستم
ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 15:51 توسط رضا لک زایی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 15:0 توسط رضا لک زایی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 11:37 توسط رضا لک زایی |
|
|
به گزارش خبرگزاري اهلبيت (ع) ـ ابنا ـ مراسم بزرگداشت چهلمين روز شهادت مظلومانه جمعي از نمازگزاران مسجد علي ابن ابيطالب(ع) و شهداي صندوق قرض الحسنه مهر زاهدان (در ايام فاطميه)، روز پنجشنبه هيجدهم تيرماه از سوی مجمع جهانی اهلبیت (ع) در مسجد اعظم قم برگزار شد.
«آيت الله ابوالقاسم خزعلي» طی سخنانی در این مراسم با اشاره به آيه 103 سوره مباركه آل عمران گفت: همه مسلمين به مفاد اين آيه مباركه كه مسلمانان را به عدم تفرقه دعوت ميكند، معترف هستند و اين مسئله مورد اتفاق همه مسلمين مي باشد.
وي خطاب به برخی افراطیان اهلسنت گفت: یکی از امامان جمعه تركيه از من پرسيد؛ شما چرا به تربت امام حسين (ع) سجده مي كنيد؟ و من در جواب گفتم: در مذهب ما بر آنچه از زمين برويد و خوردني و پوشيدني نباشد، سجده جايز است، و چون خاك كربلا متبرك به خون شهيد است بر آن سجده ميكنيم. وي با شنيدن اين مطلب اعتراف كرد كه بدبيني ما ناشي از جهل ما بود و من حتما در تركيه اين مسئله را به همه برادران مسلمانم مي رسانم. شما هم بياييد با ما بحث كنيد تا از حقانيت مذهب ما آگاه شويد.
وي افزود: در جنگ غزه ديديم كه شيعه قد علم كرد و اهل غزه را با اينكه سني بودند ياري رسانيد در حالي كه بعضي كشورهاي عربي مثل مصر و عربستان كارشكني كردند و بعضي از افراد با شيمون پرز دست دادند.
آيت الله خزعلي با اشاره به خطرات وهابيت گفت: اين وهابيت است كه تفرقه ايجاد ميكند و خود علماي اهل سنت گفته و نوشتهاند كه وهابيت دشمن اسلام است نه دشمن شيعه؛ اين فرقه ساخت كشورهاي استعماري انگليس و فرانسه جهت تفرقه ميان مسلمين است.
وي ادامه داد: يكي از همين وهابيها نوشته كه "شيعیان با مادر خود ازدواج مي كنند، از آن جهت كه آن را احسان به والدين مي دانند!!" در حاليكه حتي يك روستايي هم با شنيدن اين حرف تعجب مي كند. من ميگويم اف بر تو اي وهابي، چرا دروغ مي نويسي؟
رئيس بنياد الغدير با اشاره به اينكه الآن هم بعضي از علماي اهل سنت كه وهابيت در آنها نفوذ كرده ما را كافر مي دانند، گفت: به چه دليل ما را كافر ميدانيد؟ آيا ما منكر توحيد، معاد يا نبوت هستيم و يا خداي نكرده ضروريات دين را انكار كردهايم كه ما را كافر ميدانيد؟ حتي زعماي شما هم معترف هستند كه شيعه در معارف از لحاظ علمي در رتبه بالايي است.
وي با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در كردستان تصريح كرد: كلمات رهبري را شنيديد که به ما فرمودند به مقدسات اهل سنت توهين نكنيد؛ ما هم از آنها ميخواهیم كه وحدت را حفظ كنند و به مقدسات شيعه توهين نكنند.
وي سپس خطاب به علماي اهل سنت ـ مخصوصا علماي زاهدان ـ گفت: همه كساني كه در اين مصيبت سكوت كردهاند در گناه آن شريك هستند. آنها براي اين كه در این جنايت شريك نشوند بايد از آن و مرتکبان آن تبري جويند؛ همچنانكه علمای سلف شما، «ابن تيميه» پدر فكري وهابيت را طرد کردند تا مرد.
در این مراسم که به میزبانی مجمع جهاني اهل بيت (ع) و با همکاری آستانه مقدسه حضرت معصومه (س)، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، بنياد شهيد و امور ايثارگران، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قم و مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم برگزار شد، «آیتالله ابراهیم امینی»، نمایندگان مراجع عظام مكارم شيرازي، نوري همداني، وحيد خراساني، شبيري، صافي گلپايگاني و حكيم، «حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی» نماينده ولي فقيه در زاهدان، «حجتالاسلام والمسلمین علوی» نماينده مجلس خبرگان، طلاب، روحانیون و اقشار مختلف مردم شرکت داشتند.
شایان ذکر است چهل روز پیش در حادثه انفجار انتحاری در مسجد علي ابن ابيطالب(ع) دهها تن از هموطنان شیعه به شهادت رسیدند. یک روز بعد هم در اقدام تروریستی دیگری، صندوق قرضالحسنه مهر زاهدان مورد حمله قرار گرفت که در این اقدام هم چند تن از کارمندان این صندوق زندهزنده در آتش سوزانده شدند.
..................... پایان پیام / 101
اخبار مرتبط: ــ شایعه دومین انفجار در زاهدان / دستگیری تروریستها ــ روزشماري از اقدامات تروريستي عليه روحانيون سيستان و بلوچستان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 10:30 توسط رضا لک زایی |
|
|
عبدالحميد ريگي: برادرم سرباز آمريکاييها و عامل اجنبي است به گزارش خبرگزاري اهل بيت (ع) ـ ابنا ـ به نفل از الف، وي روز پنجشنبه در جمع علما،معتمدان، ريش سفيدان و مردم شهرستانهاي ايرانشهر، سرباز، نيکشهر و چابهار در محل سالن ارشاد ايرانشهر افزود: عبدالمالک در چندين نشست با نيروهاي آمريکايي در پاکستان درباره مسايل مختلف گفت و گو داشته است. او ادامه داد: در يکي از اين نشستها که من نيز حضور داشتم وي به مدت سه ساعت در زمينه چگونگي کمک آمريکا به منظور جذب و آموزش نيرو، نفوذ در جمهوري اسلامي و ايجاد تفرقه بين شيعه و سني با عوامل آمريکايي بحث و گفت و گو کرد. وي اظهار داشت: در اين نشست آمريکاييها 100 هزار دلار به برادرم دادند و وي نيز از آنان خواستار امکانات ماهواره اي و رايانه شد که آمريکاييها در پاسخ به خواسته مالک گفتند که "شما هرچه بخواهيد در اختيارتان قرار مي دهيم اما آيا مردم از شما حمايت مي کنند؟" که برادرم نيز در جواب گفت: تمام مردم ما را حمايت مي کنند. عبدالحميد ريگي ادامه داد: برخي جوانان ناآگاه در منطقه فريب وعده ها و سخنان تحريک آميز مالک را خورده اند و گرفتار گروهک شده اند زيرا سرکرده اين گروهک به نام اسلام و اعلام جهاد، جوانان را گمراه مي کند. وي افزود: مالک به دروغ به نقل از علماي اهل سنت مدعي مي شود که مفتيها و علماي ما معتقدند بايد جهاد را در منطقه خودمان انجام دهيم. وي ادامه داد: ما فريب سخنان مالک را مي خورديم و مبادرت به ريختن خون و کشتن مردم مي کرديم. برادر سرکرده گروهک تروريستي ريگي اظهار داشت: نيازهاي مالي خود را نيز از گروگان گيري، قاچاق مواد مخدر، سرقت مسلحانه و کمکهاي آمريکا تامين مي کرديم. وي بيان کرد: در قتل برادر همسرم دخالتي نداشتم بلکه عبدالمالک به دليل اينکه همسرم و برادرش شيعه بودند به من گفت فکر مي کنم برادر همسرت با سازمانهاي اطلاعاتي ايران در ارتباط است و بايد کشته شود. او افزود: از آنجا که برادر همسرم هيچگاه در اينگونه مسايل دخالت نمي کرد ادعاي مالک را رد کردم اما چون وي بر جاسوس بودن برادر همسرم تاکيد داشت مخالفتي نکردم که در نهايت عبدالمالک او را محاکمه کرد و خود نيز گردنش را بريد و فيلم تهيه شده آن را به شبکه العربيه ارسال کرد و پخش شد. وي بيان کرد: پس از آنکه همسرم از موضوع قتل برادرش مطلع شد با مراجعه به منزل عبدالمالک با وي سرو صدا و دعوا کرده بود. چند روز بعد عبدالمالک خطاب به من گفت به همسرت شک داريم و شنيده ام که وي با سازمانهاي اطلاعاتي ايران ارتباط دارد و بايد کشته شود. عبدالحميد ريگي گفت: با وجودي که مي دانستم همسرم هيچ ارتباطي ندارد و از منزل خارج نمي شود و وسيله ارتباطي نظير تلفن نيز نداشت به ناچار دستور قتل وي اجرا شد و لذا يک شب در حالي که خوابيده بود، او را کشتم. وي افزود: اگر ما جوانان گرفتار اينگونه دسيسه ها مي شويم، دليلش کوتاهي برخي علما در زمينه روشنگري و آگاهي دادن براي مقابله با توطئه ها است. علما بايد جوانان را نسبت به اين گونه دسيسه ها و حرکات هوشيار و آگاه کنند. او همچنين ماجراي حادثه تاسوکي و شهادت 23 نفر از هموطنان، گروگانگيري نوبنديان و عمليات دارزين کرمان را تشريح کرد. در عمليات دارزين کرمان که به سرکردگي عبدالحميد ريگي در فروردين سال 85 انجام شد 12نفر از مسافران بيگناه شهيد و تعدادي خودرو به آتش کشيده شد. يکي ديگر از افراد تحت امر سرکرده گروهک تروريستي ريگي به نام "عابد گهرامزهي" نيز در جمع علما و معتمدان و ريش سفيدان اهل سنت گفت: من با عبدالمالک در پاکستان ملاقات کردم. وي افزود: عبدالمالک گفت که هر چه سلاح و امکانات بخواهيد در اختيارتان قرار مي دهم و شما نيز بايد پاسگاهها را در ايران خلع سلاح کنيد و شيعيان را بکشيد. او در ادامه گفته هايش، جنايتهاي متعددي را که در منطقه سرباز و ساير مناطق انجام داده بود تشريح کرد. فرماندار ايرانشهر نيز در اين نشست از وحدت به عنوان محور توسعه هر جامعه نام برد و گفت: اگر مي بينيد دشمنان اسلام اينگونه افراد را حمايت مي کنند به اين علت است که از وحدت بين مسلمانان مي ترسند. درويش نارويي افزود: دشمناني که چشم حضور 85 درصدي مردم را در انتخابات رياست جمهوري اسلامي ندارند چگونه مي توانند وحدت و وفاق اجتماعي بين شيعه و سني را تحمل کنند، به يقين آنان از اينگونه افراد خودفروخته استفاده مي کنند تا بين مردم تفرقه اندازند. وي اظهار داشت: علما، ريش سفيدان و معتمدان نقش مهمي در آگاه سازي جوانان و نوجوانان از اينگونه دسيسه ها دارند لذا اگر علما کوتاهي کنند در دنيا و آخرت مسوول هستند. او اضافه کرد: در منطقه اي که امنيت نباشد، توسعه اقتصادي نيز وجود نخواهد داشت لذا وظيفه داريم امنيت را برقرار کنيم و افراد شرور و خودفروخته را تحويل دهيم تا منطقه توسعه يابد. گفت و گوي رودروي "عبدالحميد ريگي و عابد گهرامزهي" با علما، معتمدان، ريش سفيدان و جوانان شهرستانهاي ايرانشهر، سرباز، نيکشهر و چابهار تاثير زيادي بر حاضران گذاشت. تشريح جنايتهاي آنان موجب تاسف حاضران از اين همه جنايت شد بطوري که بارها شعار "لعنت خدا بر عبدالمالک و گروهش" سر دادند. زماني که "عبدالحميد" قتل همسرش را تشريح کرد، مردم گفتند: "لعنت بر تو". علماي شيعه و سني و ديگر حاضران اين نشست اعلام کردند کساني که به نام اسلام دست به اينگونه جنايتهاي ضدانساني مي زنند، انسان نيستند و لعنت خدا بر آنان باد. عبدالحميد ريگي برادر سرکرده گروهک تروريستي چندي پيش نيز در جلسه دادگاه ضمن تشريح جناياتي که انجام داده گفت: ما هيچ اختياري از خود نداشتيم و تحت تاثير القائات عبدالمالک دست به جنايت مي زديم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 17:6 توسط رضا لک زایی |
|
|
فراخوان مقاله ؛ به مناسبت سی امین سالگرد شهادت آیت الله صدر، همایشی تحت عنوان "اندیشههای کلامی و فلسفی آیت الله العظمی شهید سید محمد باقر صدر" برگزار میشود.
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 خرداد1388ساعت 15:12 توسط رضا لک زایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
مقاله یار و هجر خبر و نظر خدا شناسی میهمان غایت شناسی حکمت متعالیه خاطرات و یادداشت ها |
|
RSS
|